تبليغاتX
زندگي

عشق برای چیست؟

 

 

عشق برای چیست؟ عشق چیزی است مثل سرخک که بچه ها ی گنده می گیرند و آنان را به تشکیل خانواده ، می کشاند تا طبیعت کارش بگذرد و ادامه« نسل نوع بشر» نگسلد و آنچه را مرگ می برد، عشق برجای آورد.

پس عشق در اینجا، مامور تولید نسل است و تاوان ده مرگ! همین نیست؟ چرا.                       " استاد شریعتی "          

 

اکثرا میگن یه بار دیدن و عاشق هم شدن ولی من می گم اسم این هوسه یک دروغ بزرگ ,یک توهین به عشق که کلمه ی مقدسی بود . عشقی که با یه دیدن به وجود بیاد می تونه با یک نگاه دیگه فراموش بشه. بذار نگاه اولت پخته بشه ,بذار اونچه که بهش می گی عشق به دوست داشتن تبدیل بشه , بذار عشقت سراسر دوست داشتن باشه. تنها زمانی بگو عاشقی که معشوقت را از آن خودش بدونی نه خودت.

اگه قلبت واسه کسی تپید یکم صبر کن تا ذهنتم براش بتپه بعدش بهش بگو که دوسش داری اونوقت برات مهم نیست که بگه دوست داره یا نه , چون برات فقط خوشبختیش مهمه .


 

نوشته شده توسط سميه در جمعه سی ام شهریور 1386 ساعت 5:18 موضوع درس زندگی | لینک ثابت


ماه اتحادي بزرگ

ماه اتحادي بزرگ

همه ي ماه ها من و تو مهمان سفره ي پر بركت خداييم حال كه در اين ماه خصوصي تر دعوتيم بيا بهتر از قبل ها باشيم.

من و تو با دست هاي هم مي توانيم طاعتي و عبادتي بزرگ بيافرنيم ولي نه به خاطر بهشت و نه به خاطر ترس از جهنم بلكه اين آنچه است كه مي خواهيم و باور داريم.

من و تو طاعات و عباداتمان مي تواند سود جويانه نباشد

من و تو هر آنچه فهميديم مي توانيم عمل كنيم حال كه مزه ي گرسنگي را درك كردي با دستانت ،نه ترحم بلكه مهري كن نه فقط اين ماه بلكه هميشه به يادشان همتي كن.

 

 

لحظه ها عابران عجيبي اند سريع مي آيند

سلام مي كنند و دور مي شوند...

همه ي ما نياز به لحظه هايي داريم كه بودن را

 حتي براي لحظه اي كوتاه حس كنيم...

نياز داريم كه با تولد هر ثانيه متولد شويم

و در عبور ثانيه ها راهي به سوي خودمان پیدا كنيم.


 

نوشته شده توسط سميه در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386 ساعت 5:35 موضوع یک دقیقه | لینک ثابت


بهشت کجاست

بهشت كجاست؟

ما همه آدميم و بهشت همين زندگي است و هر كس به اندازه اي كه از ميوه ي آن درخت مي خورد خود را بيشتر تبعيدي زمين و غريب زمانه مي بيند.

چه سخت و غم انگیز است سرنوشت کسی که طبیعت نمی تواند سرش کلاه بگذارد. چه تلخ است  میوه درخت بینایی!!!


 

نوشته شده توسط سميه در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 ساعت 13:39 موضوع درس زندگی | لینک ثابت


 

 

 

 بيشتر ما تصور مي كنيم هرگز نمي توانيم بدون شستشوي آلودگي هاي روز گذشته از جسممان، روزمان را شروع كنيم. ما بدون پاكسازي آلودگي هاي ذهني روزمان را آغاز مي كنيم بنابراين ذهنمان نسبت به جسممان آلودگي بيشتري دارد زيرا ذهن نه تنها آلودگي مربوط به خودش بلكه آلودگي كل دنيا را جذب مي كند. ذهن در هر روز نياز به شستشوي حسابي دارد. براي اين كار نياز به زمان زيادي نيست ،فقط 5 دقيقه يا حداقل 2 دقيقه ، در جاي آرام بنشينيد ، ذهنتان را از هرچه تنفر ،ترس ، بدي ها و زشتي ها آزاد كنيد و روزتان را با آرامش شروع كنيد.

 

اكنون روز شما شروع مي شود .

بيدار مي شويد و به اطرافتان نگاه مي كنيد .

شايد انتظار شادي بخش و يا وحشتي مهيب را احساس مي كنيد.

مهم نيست چه احساسي داريد ، فقط به خاطر داشته باشيد

خداوند با عشقي نا محدود شما را دوست دارد...                                               

   ( ماريان ويليامسون)


 

نوشته شده توسط سميه در سه شنبه ششم شهریور 1386 ساعت 13:32 موضوع | لینک ثابت