تبليغاتX
زندگي

نامه های خط خطی

 

    همه ی ما راحت حرف می زنیم؛ ولی نوشتن برای بیشتر ما سخت است. اما تو بنویس تا یادت بماند که نوشته ها، رد پای عبور است. فردا که برگردی و نوشته هایت را بخوانی، به یاد می آوری که از کجا رد شده و چطور قد کشیده ای.

 

    این روز ها آدم ها سرشان شلوغ است. بعضی ها حوصله ی خدا را  ندارند، حال او را نمی پرسند، برایش نامه نمی نویسند؛ اما تو این کار را بکن. تو حالش را بپرس. تو چیزی برایش بنویس، ساعتهایت را با او قسمت کن؛ ثانیه هایت را هم.

دیگر چه بگویم... که تویی و کلمه و خداوند.

پس برایش بنویس... بنویس... هر چه که باشد...

 "عرفان نظر آهاری"


 

نوشته شده توسط سميه در دوشنبه هفدهم دی 1386 ساعت 20:46 موضوع نیایش | لینک ثابت


همانی که هستی باش

 

 

 

من "اناری" را، می کنم دانه،به دل می گویم :

خوب بود این 'مردم' ، دانه های دلشان پیدا بود.

                                                      « سهراب سپهري»

 

 

 

 

اگر تولد دوباره نيابيم ، اگر بار ديگر با معصوميت و شيفتگي كودكي به زندگي ننگريم ، اگر هماني  كه هستيم نباشيم (دانه هاي دلمان پيدا نباشد) ، ديگر معنايي در زندگي نخواهد ماند.                                            

 با اندكي تغيير از« پائولو كئليو»      


 

نوشته شده توسط سميه در جمعه بیست و ششم مرداد 1386 ساعت 8:29 موضوع نیایش | لینک ثابت


نيايش

خداوندا!

به مذهبی ها بفهمان که:

آدم از خاک است.

بگو که:

یک پدیده مادی نیز به همان اندازه خدا را معنی می کند که یک پدیده غیبی،

در دنیا همان اندازه خدا وجود دارد که در آخرت.

و مذهب اگر پیش از مرگ به کار نیاید ، پس از مرگ به هیچ کار نخواهد آمد.

علی شریعتی


 

نوشته شده توسط سميه در شنبه نوزدهم خرداد 1386 ساعت 14:15 موضوع نیایش | لینک ثابت