تبليغاتX
زندگي

عشق برای چیست؟

 

 

عشق برای چیست؟ عشق چیزی است مثل سرخک که بچه ها ی گنده می گیرند و آنان را به تشکیل خانواده ، می کشاند تا طبیعت کارش بگذرد و ادامه« نسل نوع بشر» نگسلد و آنچه را مرگ می برد، عشق برجای آورد.

پس عشق در اینجا، مامور تولید نسل است و تاوان ده مرگ! همین نیست؟ چرا.                       " استاد شریعتی "          

 

اکثرا میگن یه بار دیدن و عاشق هم شدن ولی من می گم اسم این هوسه یک دروغ بزرگ ,یک توهین به عشق که کلمه ی مقدسی بود . عشقی که با یه دیدن به وجود بیاد می تونه با یک نگاه دیگه فراموش بشه. بذار نگاه اولت پخته بشه ,بذار اونچه که بهش می گی عشق به دوست داشتن تبدیل بشه , بذار عشقت سراسر دوست داشتن باشه. تنها زمانی بگو عاشقی که معشوقت را از آن خودش بدونی نه خودت.

اگه قلبت واسه کسی تپید یکم صبر کن تا ذهنتم براش بتپه بعدش بهش بگو که دوسش داری اونوقت برات مهم نیست که بگه دوست داره یا نه , چون برات فقط خوشبختیش مهمه .


 

نوشته شده توسط سميه در جمعه سی ام شهریور 1386 ساعت 5:18 موضوع درس زندگی | لینک ثابت


بهشت کجاست

بهشت كجاست؟

ما همه آدميم و بهشت همين زندگي است و هر كس به اندازه اي كه از ميوه ي آن درخت مي خورد خود را بيشتر تبعيدي زمين و غريب زمانه مي بيند.

چه سخت و غم انگیز است سرنوشت کسی که طبیعت نمی تواند سرش کلاه بگذارد. چه تلخ است  میوه درخت بینایی!!!


 

نوشته شده توسط سميه در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 ساعت 13:39 موضوع درس زندگی | لینک ثابت


درس زندگی

 

 

                                                     

 

استادي درشروع کلاس درس ، ليواني پراز آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببينند.بعد از شاگردان پرسيد: به نظر شما وزن اين ليوان چقدر است ؟

 

شاگردان جواب دادند  50 گرم ، 100 گرم ، 150 گرم ........

استاد گفت : من هم بدون وزن کردن ، نمي دانم دقيقا" وزنش چقدراست . اما سوال من اين است : اگر من اين ليوان آب را چند دقيقه همين طور نگه دارم ، چه اتفاقي خواهد افتاد ؟

شاگردان گفتند : هيچ اتفاقي نمي افتد .

استاد پرسيد :خوب ، اگر يک ساعت همين طور نگه دارم ، چه اتفاقي مي افتد ؟

يکي از شاگردان گفت : دست تان کم کم درد ميگيرد.

حق با توست . حالا اگر يک روز تمام آن را نگه دارم چه ؟

شاگرد ديگري جسارتا" گفت : دست تان بي حس مي شود .

عضلات به شدت تحت فشار قرار ميگيرند و فلج مي شوند . و مطمئنا" کارتان به بيمارستان خواهد کشيد .......

و همه شاگردان خنديدند

استاد گفت : خيلي خوب است . ولي آيا در اين مدت وزن ليوان تغييرکرده است ؟

شاگردان جواب دادند : نه

پس چه چيز باعث درد و فشار روي عضلات مي شود ؟

درعوض من چه بايد بکنم ؟

شاگردان گيج شدند . يکي از آنها گفت : ليوان را زمين بگذاريد.

استاد گفت : دقيقا" مشکلات زندگي هم مثل همين است .

 

اگر آنها را چند دقيقه در ذهن تان نگه داريد اشکالي ندارد . اگر مدت طولاني تري به آنها فکر کنيد ، به درد خواهند آمد .

اگر بيشتر از آن نگه شان داريد ، فلج تان مي کنند و ديگر قادر به انجام کاري نخواهيد بود.

فکرکردن به مشکلات زندگي مهم است . اما مهم تر آن است که درپايان هر روز و پيش از خواب ، آنها را زمين بگذاريد.به اين ترتيب تحت فشار قرار نمي گيرند ،

هر روز صبح سرحال و قوي بيدار مي شويد و قادر خواهيد بود از عهده هرمسئله و چالشي که برايتان پيش مي آيد ، برآييد!

 

دوستای گل خودم.......همین الان لیوان هاتون رو زمین بذارید..........

 

زندگی کن....

 


 

نوشته شده توسط سميه در شنبه شانزدهم تیر 1386 ساعت 9:0 موضوع درس زندگی | لینک ثابت