اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزار دهنده ای است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است.با درد ها و زشتی ها و نا کامی ها آسوده تر می توان «تنها» ماند، بی همدرد ، بی غمگسار، بی دوست . در بهشت که هر چه می بایست هست چگونه می توان دوست را خبر نکرد؟ در درد ها دوست را خبر نکردن خود یک عشق ورزیدن است. تقیه ی درد زیباترین نمایش ایمان است.

                                                                دکتر علی شریعتی

چرا وقتی که آدم تنها می شه  

غم و قصهاش قد یه دنیا می شه

میره یه گوشه ی پنهون می شینه

اونجارو مثله یه زندون می بینه

غم تنهایی اسیرت می کنه

تا بخوای بجونبی پیرت می کنه

 


 

نوشته شده توسط سميه در جمعه دوازدهم مرداد 1386 ساعت 9:19 موضوع تنها | لینک ثابت